تبليغاتX
بهارستان
بهارستان
آمدم,نمی مانم,می روم
جايزه ادبي بوكر

بهترين بوكر چهل سال اخير انتخاب مي‌شود

خبرگزاري بهارستان: امسال جايزه ادبي بوكر، به مناسبت چهلمين سال فعاليت اين

جايزه به يكي از برندگان پيشين خود جايزه افتخاري مي‌دهد.

 

به گزارش خبرگزاري بهارستان، به نقل از پايگاه اينترنتي اين جايزه، شش نويسنده به

عنوان نامزد‌هاي «بهترين بوكر» چهل سال اخير اعلام شده‌اند.
سلمان رشدي(نويسنده مرتد كتاب آيات شيطاني)، پت پاركر، پيتر كري، جي.ام. كوتزي

، نادين گورديمر و جي.جي. فارل نامزدان بهترين بوكر نيم قرن فعاليت جايزه ادبي بوكر هستند.
بهترين بوكر چهل سال اخير قرار اسن روز پنج شنبه دهم ماه ژوئيه در مراسمي اعلام شود.
علاقه‌مندان مي‌توانند براي انتخاب بهترين گزينه خود در ميان اين شش نامزد به آدرس http://www.themanbookerprize.com/news/vote مراجعه كنند و بهترين بوكر خود را

 انتخاب كنند.
قرار است برنده نهايي از ميان آراي اين سايت اعلام شود.

|+| نوشته شده توسط ح س ن در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 10:35 |

پابلو نرودا

اشعار منتشرنشده‌اي از «پابلو نرودا» در شيلي كشف شد

خبرگزاري بهارستان: اشعار منتشر نشده‌اي از «پابلو نرودا» شاعر برنده نوبل ادبيات

 شيليايي اخيرا توسط يك مجموعه‌دار پيدا شده است.

 

به گزارش خبرگزاري بهارستان، به نقل از خبرگزاري فرانسه، اين اشعار منتشرنشده به

 گزارش روزنامه شيليايي «ال مركوريو» توسط يك مجموعه‌دار پيدا شده‌اند.
اين اشعار كه به «آليسيا اوروتيا» تقديم شده در تاريخ 1969 نوشته شده‌اند. روزنامه

 «مركوريو» صاحب مجموعه عظيمي از آثار اين شاعر شيليايي است. وكيل اين روزنامه خبر

 كشف اشعار منتشر نشده نرودا را تاييد كرد.
وي همچنين گفت كه همه اين اشعار را خود پابلو نرودا امضا كرده است و با بررسي دقيق

دست خط او با نسخ ديگر اين شاعر صحت واقعي بودن اين اشعار به تاييد رسيده است.
اين اشعار در راستاي شعرهايي است كه پابلو نرودا درباره عشق به آليسيا سروده است.
زندگي‌نامه‌نويس پابلو نرودا نيز «آليسيا» را از معشوقه‌هاي سال‌هاي آخر روزگار پابلو نرودا

 معرفي كرده است.
پابلو نرودا در سال 1971 برنده نوبل ادبيات شد و در سپتامبر سال 1973 در 69 سالگي

و چند روز بعد از كودتاي ديكتاتور پينوشه درگذشت.

|+| نوشته شده توسط ح س ن در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 10:31 |

دورنمات

حسيني‌زاد در بزرگداشت «دورنمات»:

برشت نگاهي ماترياليستي دارد و دورنمات نگاهي مذهبي

خبرگزاري بهارستان: مترجم رمان «سوء ظن» نوشته «دورنمات» مي‌گويد كه برشت

و دورنمات هر دو به فكر بهبود جهان‌اند، اما برشت نگاهي ماترياليستي دارد و دورنمات

نگاهي مذهبي.

 

به گزارش خبرگزاري بهارستان، محمود حسيني‌زاد در شب «فردريش دورنمات» كه در كانون

 ادبيات برگزار شد، به وجه مشترك دورنمات با برشت اشاره كرد و گفت: برشت و دورنمات هر

 دو به فكر بهبود جهان‌اند. اما برشت نگاهي ماترياليستي دارد و دورنمات نگاهي مذهبي. اين

 دو تئوريسين تئاتر بوده‌اند و به گفته بسياري از منتقدان اروپايي نوآوري در تئاتر اروپا مديون

برشت و دورنمات بوده است.
وي افزود: در رمان سوءظن بر خلاف ساير رمان‌هاي پليسي ، مونولوگ هاي زيادي وجود دارد

و به خاطر بار شديد فلسفي و ايدئولوژيك بسياري معتقدند كه سوءظن پليسي نيست.

 عنصر اتفاق و تصادف كه از موتيف‌هاي محوري دورنمات است در اين جا كمتر ديده مي‌شود.

تقابل اسطوره و عصر حاضر كه در آثار دورنمات ديده مي شود در اين كار كمتر اشاره شده است.
مترجم سوء ظن در ادامه گفت: دورنمات به دو دليل رمان پليسي نوشته است اول اينكه

كاري ضد ادبيات بورژوازي انجام داده باشد و حمله‌اي به جامعه سالم سوئيس بكند. دوم

هم وجه خيال پردازي دورنمات است كه در رمان هاي پليسي بيشتر مي توانست به آن بپردازد.
در ادامه اين برنامه، كاوه ميرعباسي مترجم، درباره نسبت سوءظن با ادبيات پليسي

صحبت كرد و بيان داشت: وقتي كه رمان قول چاپ شد، عنوان فرعي اثر اين بود كه فاتحه‌اي

 بر رمان پليسي. براي آن كه در اين رمان پيام نهايي اثر كاملاً مغاير با محورها و عناصر

 داستان‌هاي پليسي بوده است. بازرسي كه در «قول» بر اساس يك سري استدلال هاي

 صحيح، عمل صحيح انجام داده، نتوانسته قاتل را بگيرد و تنها عاملي كه مانع انجام

 وظيفه اش مي شود عنصر تصادف بوده است. در اين جا «عقل‌محوري» رمانهاي پليسي

 باطل شده است.
ميرعباسي افزود: اما رمان سوءظن از نظر فرم و شكل رمان پليسي، دست به آشنايي
 زدايي

 زده و به نوعي فاتحه فرم رمان پليسي را خوانده است . دورنمات در اين اثر تقابل خير و شر

 را به عرصه فلسفه كشانده است و پيروزي در عرصه فلسفه رخ مي دهد.
محمدرضا گودرزي نيز در پايان جلسه درباره شيوه روايت و عناصر داستاني سخن گفت و اين

داستان را پليسي يا شبه پليسي دانست و گفت: دورنمات عامداً عناصر پليسي را آورده تا

 از داستان پليسي ساختارشكني كند.
فردريش دورنمات خالق نمايش‌نامه «ملاقات با بانوي سالخورده» است كه مدتي پيش در

تهران و به كارگرداني حميد سمندريان اجرا شد.

|+| نوشته شده توسط ح س ن در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 11:30 |

فرهنگ معيري

«فرهنگ معيري» چهره‌پرداز ايراني درگذشت

خبرگزاري بهارستان: «فرهنگ معيري» طراح چهره‌پردازي پيشكسوت ايراني صبح امروز درگذشت.

 

به گزارش خبرگزاري بهارستان، اين چهره‌پرداز ايراني سينما و تئاتر ساعت 8 صبح امروز بر اثر

سكته قلبي دارفاني را وداع گفت.
فرهنگ معيري سال 1322 در شهر مرند متولد شد. وي عضو گروه چهره‌پردازان سيماي

جمهوري اسلامي و مدير آموزشگاه چهره پردازي «آينه در آينه» بوده است.
به گزارش فارس، طراحي چهره‌پردازي فيلم‌هايي چون اشك سرما، رخساره،سگ كشي،

افعي، نقش عشق، سفر عشق، سرزمين آرزوها، شناسايي، اتاق يك، پرواز در شب، ماديان،

 رخساره توسط وي انجام شده است.
او همچنين چهره‌پرداز فيلم‌هايي چون مسافران، شايد وقتي ديگر، شكار، كاني مانگا ،

باشو غريبه كوچك، طلسم،خانه عنكبوت،نقطه ضعف،اشباح،خط قرمز، چريكه تارا،

سفر سنگ و كلاغ بوده است.
«گناه من»(مهرشاد كارخاني) از آخرين كارهاي مرحوم معيري به شمار مي‌رود.
وي همچنين در جشن اخير چهره‌پردازان خانه تئاتر كه دهم ارديبهشت انجام شد، مورد

 قدرداني قرار گرفته بود.
به گزارش فارس، فرهنگ معيري در اين مراسم گفت:من به خاطر عشق به شما اين جا

 آمده‌ام و شما هم بزرگوار هستيد اما كسي قدر شما را نمي‌داند.
مراسم تشييع پيكر اين هنرمند فردا راس ساعت 30/9 صبح از مقابل خانه سينما به

 سوي بهشت زهرا برگزار خواهد شد.
* زندگينامه «فرهنگ معيري» به قلم خودش؛
«معيري» نوشته است: تولد، يك خرداد 1322؛ خواسته؟ و يا ناخواسته؟ و چرا؟ گفتند

خير است و خير بشود و خير بماند، عدد"هفت پسر" خواست پدر بود. كودكيم در پس بازي

 با كتابهاي خانواده بهمراهي برادران و قصه‌هاي مادر بزرگ و پري كه كتابهاي كرايه‌اي شبي

 ده‌شاهي را در نظر بازي برادران برايم مي‌خواند. و در ترنم شعرهاي پدر در روشني روز

شب‌هاي جمعه همراه مادر در پي يافتن گوشه چادر بي‌بي‌شهربانو با ماشين دودي،

 و زيارت سيدنصرالدين و گاه‌گاهي به‌همراه خانواده سر پل تجريش در شميران آن زمان

و امامزاده صالح جائيكه مادر و مادربزرگ هر يك به گوشه‌اي از ضريع مي‌آويختند و بوسه‌ها

و بوسه‌ها و چشمايشان را از نور آقا منور مي‌كردند و در گورستان باوقار آرميده در بلندي

دربند «ظهير الدوله» شانه‌هاي مردانه پدر به لرزه بود و تفو بر زمانه با چشماني سرخ فام

 مي‌گذشت كه به عكس رسيدم عكس‌هاي سياه و سپيد و در نهايت سينما از تراس

 سينما «ديانا» و اين آغاز آشنايي بود كه در سينماهاي «كشور»، «جهان مهين»،

و روزهاي عيد به همراه خانواده در سينماهاي «پارك» و «متروپل» و «ركس» و باقيمانده

«گراندسينما» ادامه مي‌يافت. بسيار كوچك بودم كه در فيلم «سياوش در تخت جمشيد»

در نقش كودكي سياوش حضور يافتم در رويش سبيل تنكم در «شب قوزي» به بازي نشستم.

 در پس خواندن و ديدن و ديدن و خواندن تا رسيدم به پشت صحنه «خشت و آئينه»

(ابراهيم گلستان) و ديدار بزرگان حرف‌ها و حديث‌هايشان از نو بودن، ناب شدن و نگاهي

ديگر به ماهيت آنچه كه هست پس با اين دستاوردها كه آويزه گوشم بود بارور مي‌شدم

 و تلويزيون كه نفر سيزدهم شدم، در واقع نفر اول؛ چرا؟ چون از هيچ كس و هيچ جا توصيه

 و يا سفارش نشده بودم. پس به گناه ديگر نگاهم به گريم به مهاباد فرستاده شدم.

 ساختم سه فيلم كوتاه از فرهنگ پر بار عاميانه آنجا و حضور در فيلم «5 قصه كردي»

«فليپ لوروا» در جوار استاد «ژان دورو» كه به باورم نشاند كه نگاه و انديشه‌ام اشتباه نبوده

 و نيست. با ترفيع به تهران بازگشتم در پس گريم «رومئو و ژانت» آقاي «همايون شهنواز»

 خواهانم شد.
در ادامه مي‌خوانيم: در «دليران تنگستان» حضور يافتم و مهارت و تمايز كاريم و كيفيت آن

 بخوبي با گريمور قبلي نمايان است در نيمه‌هاي كار موج جديدي بوجود آورده بودم

 و راهگشايي شد براي حضور گريمورهاي تلويزيون در سينما. پيام‌هايي از تهران مي‌رسيد؛

 در يك فرصت كوتاه كه به تهران آمده بودم دعوتهايي انجام شد در آن فرصت توانستم در

فيلم «لشكركشي كوروش» با آلماني‌ها(گريشنر) همكاري نمايم بايستي باز مي‌گشتم

 و بازگشتم. «سمك عيار» آقاي اصلاني و بعدها آقاي واروژ كريم مسيحي. ادامه اين

 دعوت‌ها حضور در فيلم «كلاغ» ساخته بهرام بيضايي و ... و مسعود كيميايي، تست

«زخمي‌ها»، «سفر سنگ» و «خط قرمز» بود؛ سيروس الوند در «نفس بريده»

و «موضوع جدي نيست» و تست «معصوم اول» گلشيري و «انگشتي متحرك» كه قصه‌اش

بماند براي زماني ديگر.
در اين مدت كمتر به بازي‌هاي غلط تن در داده بودم و مي‌دهم پس در اول انقلاب با آراي

 كامل مسئول واحد گريم شدم مسئوليتي نفس‌گير در هنگامه هنگام. در گريم به يك

معماري دراماتيكي و اجراي با مهارت و لحظه‌اي آن اعتقاد دارم و اينكه هر سيماي پرداخت

 شده‌اي از ارزش نمايشي معين و ويژه‌اي بايستي برخوردار بوده باشد چرا كه انديشه‌هاي

 راستين واكنش معيني نمي‌طلبد.
وي نوشته است: آنچه كه در آئينه زمان برجاي مانده اولين فيلم سريال سياه و سفيد ايران

(دليران تنگستان) و اولين فيلم سريال رنگي ايران(سمك عيار) و فيلم‌هايي ماندگار

 و شناسنامه‌دار هستند؛ و اولين و آخرين تائيديه از جشنواره بين المللي فيلم لندن براي

 گريم ايران؛ فيلم طلسم(داريوش فرهنگ) .و تنها گريمور ارشد سازمان صدا وسيما. در

نمودار جمع بندي صاحب نظران سينمائي چه به لحاظ هنري و چه به لحاظ گيشه در هر دو

 فهرست 5 الي 6 فيلم در رده‌هاي اول , بهترين فيلم براي هر دهه؛ دهه اول مسافران

و دهه دوم سگ كشي بوده است.
در ادامه نوشته مرحوم معيري مي‌خوانيم: اين را گفته بوده باشم هميشه كيفيت و گزيده

 كاري برايم دلپذيرتر بوده و هست. براي تامين موقعيت ظاهري نمي‌توانم عاطفه‌هايم را

ناديده بينگارم، آنچه كه درباره‌ام ميگويند: «استعداد و توانائي‌ها و شناسنامه كاري اش

بعضي ها را آزار مي‌دهد و شاگردانش در هر گوشه جهان كه باشند موفق عمل مي‌كنند

آئينه در آئينه شده‌اند.»
«زندگي‌ام صرف عشق به آموختن و آموزاندن و گسترش عرصه‌هاي دانش گريم شد.»

|+| نوشته شده توسط ح س ن در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 15:19 |

كوهپيمايي مسير طارم به فومن
كوهپيمايي مسير طارم به فومن
|+| نوشته شده توسط ح س ن در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 10:46 |

سگ ولگرد

كتاب‌هاي هدايت و چوبك مجوز توزيع نگرفته‌اند

خبرگزاري بهارستان: كتاب‌هاي صادق هدايت و صادق چوبك مجوز توزيع بعد از انتشار نگرفته‌اند

و اصلاً وارد نمايشگاه كتاب تهران نشده‌اند.

به گزارش خبرگزاري بهارستان، مجموعه‌هاي «ديوار»، «زند و هومن يسن»، «زنده به گور»،

 «سگ ولگرد»، «‌سه قطره خون»، «گروه محكومين»، «مسخ»، و«وغ‌وغ ساهاب»

نوشته صادق هدايت به دليل عدم اعلام وصول توزيع نشده‌اند.
ناشر اين كتاب‌ها انتشارات جامه‌دران است.
روز گذشته يكي از منابع خبري از جمع‌آوري اين كتاب‌ها از سطح نمايشگاه خبر داده بود

 در حالي كه اين كتاب‌ها هنوز توزيع نشده‌اند.
«انتري كه لوطيش مرده بود»، «چراغ آخر» و «خيمه‌شب‌بازي» نوشته صادق چوبك را نيز

 قرار است انتشارات جامه‌دران توزيع كند ولي به خاطر عدم اعلام وصول توزيع نشده‌اند.

|+| نوشته شده توسط ح س ن در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:11 |

نشاي شالي در مزرعه شهر قائمشهر استان مازندران
نشاي شالي در مزرعه شهر قائمشهر استان مازندران
|+| نوشته شده توسط ح س ن در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:41 |

خونمردگي

مزدآبادي: از زمان پخش سريال «خونمردگي» اطلاعي ندارم

خبرگزاري بهارستان: كارگردان مجموعه تلويزيوني «خونمردگي» گفت: اين سريال به

 طور كامل آماده شده ولي من از زمان پخش آن اطلاعي ندارم.

 

جواد مزدآبادي در گفت و گو با خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون بهارستان گفت: كار ساخت سريال

 «خونمردگي» به پايان رسيده و براي پخش به شبكه تحويل داده شده است اما من از

 زمان پخش آن اطلاعي ندارم.
وي افزود: من به عنوان كارگردان كار را ساخته و تمام كرده‌ام ولي از سرنوشت آن و زمان

 پخشش اطلاعي ندارم و پي‌گيري نيز كرده‌ام.
وي در ادامه گفت: در حال حاضر نيز مشغول ساخت فيلم تلويزيوني «جشن وحشت»

شده‌ام كه در ژانر وحشت ساخته خواهد شد و درباره 3 زوج جوان است كه در يك مهماني

 خانوادگي اقدام به يك شوخي مي‌كنند كه سر آغاز جرياناتي كاملا جدي مي‌شود.
سريال خونمردگي در 14 قسمت 50 دقيقه‌اي به كارگرداني «جواد مزدآبادي» ساخته

شده و داستان آن درباره جوان ورزشكاري است كه بعد از حضور در مسابقات جهاني به

ايران بازگشته و با قتل مشكوك برادرش مواجه مي‌شود.
سعيد نعمت الله فيلمنامه‌ مجموعه «خونمردگي» را نوشته است و بازيگراني چون

 پولاد كيميايي، ليلا اوتادي، سياوش طهورث،عبدالرضا اكبري، حبيب دهقان نسب،

سولماز غني و شهرام عبدلي در آن ايفاي نقش كرده‌اند.
سريال خونمردگي براي پخش در ماه محرم سال گذشته از شبكه اول سيما ساخته شد

 كه توسط «خشايار موحديان» مراحل تدوين خود را سپري كرده و موسيقي مجموعه نيز

 توسط «حميدرضا صدري» ساخته شده است.

|+| نوشته شده توسط ح س ن در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 10:13 |

نمايشگاه كتاب

نمايشگاه كتاب يازده ارديبهشت افتتاح مي‌شود

خبرگزاري بهارستان: بيست و يكمين نمايشگاه كتاب تهران عصر يازده ارديبهشت با

حضور بيش از 2500 ناشر داخلي و خارجي در مصلاي تهران گشايش مي‌يابد.

 

به گزارش خبرنگار كتاب بهارستان قرار است مراسم افتتاحيه رسمي اين نمايشگاه به منظور

 تسهيل در رفت و آمد بازديد‌كنندگان يك روز قبل از آغاز به كار نمايشگاه كتاب تهران انجام پذيرد.
معمولا رئيس جمهوري نمايشگاه كتاب را افتتاح مي‌كند.
در مراسم افتتاحيه امسال شخصيت‌هاي فرهنگي و سياسي داخلي و خارجي همراه

 با ناشران حضور پيدا مي‌كنند.
در بيستمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران 75 كشور خارجي حضور دارند.

 همچنين تاكنون 1670 ناشر داخلي نيز براي حضور در نمايشگاه ثبت‌نام كرده‌اند.

|+| نوشته شده توسط ح س ن در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 10:9 |

به همين سادگي
نسخه چاپي ارسال به دوستان

در گفت‌وگو با بهارستان مطرح شد

واكنش نويسنده «به همين سادگي» به ادعاي سرقت ادبي

خبرگزاري بهارستان: نويسنده فيلمنامه «به همين سادگي» ضمن اظهار بي‌اطلاعي

 از ادعاي يك نويسنده در مورد شباهت فيلمنامه اين فيلم با قصه «پرده قرمز»، اظهار

داشت: اگر كسي ادعايي دارد، شكايت خود را به شوراي داوري «خانه سينما» ارجاع دهد.

 

«شادمهر راستين» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي بهارستان گفت: من از اين قضيه

هيچ اطلاعي ندارم و اين موضوع را تازه از زبان شما مي‌شنوم.
وي افزود: با اين وجود اگر هم كسي ادعايي در اين زمينه دارد يا شكايتي از من دارد،

 بايد اين موضوع را به جاي رسانه‌اي كردن، به «خانه سينما» ارچاع دهد تا شوراي داوري

 خانه سينما به اين موضوع رسيدگي كند.
به گزارش فارس، در روزهاي اخير در برخي وبلاگ‌ها و سايت‌هاي اينترنتي، خبرهايي

 درمورد شباهت داستان كوتاه «پرده قرمز» نوشته علي اصغر عزتي‌پاك با فيلمنامه

«به‌همين سادگي» منتشر شده است.
داستان «پرده قرمز»، در ضمن مجموعه داستان من با عنوان «مي‌مانم پشت در»،

ارديبهشتِ84 با شخصيت‌هايي هم‌نام با فيلمنامه «به همين سادگي» توسط انتشارات

«هزاره‌ ققنوس»، تهران، به چاپ رسيده بود.
عزتي‌پاك در وبلاگ خط به خط نوشته است: درونمايه‌ «به‌همين سادگي» عين درونمايه‌اي

 است كه من چند سال پيش آن را دست‌مايه‌ نوشتن داستان كوتاه«پرده‌ قرمز» قرار داد‌ه‌ام.

( روشن است كه اين اتفاق چندان عجيب نيست.) شخصيت‌هاي اصلي اين داستان،

 درست مشكلاتي را باهم و با خودشان دارند كه شخصيت‌هاي داستان من دارند.

(باز هم اتفاق عادي است.) اما شگفتي از اين‌جا آغاز مي‌شود كه نام زن فيلم«طاهره»

مي‌شود و نام مردش«امير»؛ نام‌هائي كه شخصيت‌هاي داستان من هم دارند! و اين توارد

 غريب وقتي غريب‌تر مي‌شود كه به جزئيات مشترك اين دو داستان مي‌رسيم: ماجراي

 پنجره و مرد همسايه؛ انتظار آزارنده‌ي طاهره براي آمدن امير؛ دو كودك دبستاني؛ تلفن

 مشغول امير يا صداي زن(در داستان من زن اپراتور، در داستان فيلم منشي زن)؛ خوراكي

 بردن براي بچه‌ها(در داستان من سيب، در داستان فيلم شيريني و شير)؛ ماجراي خريد

 لباس براي امير( در داستان پيژامه، در فيلم پيراهن)؛ ماجراي عكس دوران ماه عسل

(در داستان كنار جاده‌اي خاكي، در فيلم در مشهد)، جالب اين‌كه مردهاي هر دو داستان از

 اين سفر خاطره‌ چنداني ندارند! قسمت آرايش طاهره و ورانداز كردن خود جلوي آينه؛

انداختن ملافه‌ تازه روي تخت؛ بهانه‌تراشي‌هاي امير براي دير آمدن يا تا پايان نيامدن،

و غذاي بي‌جهت آماده‌ي امير و پايان‌بندي همانند(در آن‌چه مربوط به طاهره است) و...

و من نمي‌دانم يك داستان كوتاه شش هفت صفحه‌اي چه بايد به يك فيلم سينمائي بدهد

 تا نويسنده‌اش و خودش شايستگي اين را پيدا كنند تا توسط يك كارگردان يا

فيلمنامه‌نويسش ديده شوند و يا اصولا به حساب بيايند؟ و... نمي‌دانم!»

|+| نوشته شده توسط ح س ن در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 9:52 |